مرتضى مطهري
113
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
سه اصل عملى است كه به منزلهء اصول متعارفه است : احتياج ، احساس احتياج ( 1 ) ، كافى بودن و مفيد بودن و رفع احتياج كردن . سرّ اينكه امروز اسلام در ميان ما مهجور و متروك است ، نبودن ركن دوم يعنى احساس احتياج است . ما احتياج داريم ، او هم رافع هست اما ما احساس احتياج نمىكنيم ، مثل بيمارى كه محتاج است و دوا هم هست ولى خودش يا احساس بيمارى نمىكند يا احساس نمىكند كه اين دوا دواى اوست . حالا بايد ببينيم كه آيا دنيا به طرف بيدارى و احساس اين احتياج مىرود يا نه . از مصاحبهء نهرو پيداست كه دنيا دارد احساس مىكند كه يك خلأ معنوى الان وجود دارد و يك نيروى معنوى بايد پا به ميان بگذارد . خود ما هم كه از همهء مردم بيشتر در خوابيم تدريجاً روزگار ما را بيدار مىكند و خواهيم فهميد كه چارهء درد ما اسلام است . روزى خواهد رسيد كه اسلام را نه به عنوان عادت ، بلكه به عنوان چارهء دردهاى خود بپذيريم . لهذا هرچه دنيا زير و رو بشود و هرچه خطرها را از نزديك احساس بكنيم از اين نظر بهتر است . بايد ديد عامل بيدار كننده و ايجاد كنندهء اين احساس چيست : . الف . تازيانه ( بلايا و شدايد روزگار ) . ب . بالا رفتن سطح فكر و فهم به وسيلهء پيشرفت علوم و مطالعات اجتماعى . 8 . گفتيم كه ميدانِ منطقِ نظر ذهن است ، خاضع كردن عقلها و فكرهاست و البته اين خود مقدمه اى براى پيروزى در ميدان عمل نيز هست ، ولى گاهى ممكن است منطق نظر خيلى جنبهء ايده آلى داشته باشد آنطور كه دربارهء مدينهء فاضلهء افلاطون گفته شده و به همين
--> ( 1 ) اين احساس احتياج است كه طلب و جستجو را به وجود مىآورد و در واقع اصل سوم طلب است . مولوى به همين جهت نظر دارد كه مىگويد : . هرچه روييد از پى محتاج رُست . تا بيابد طالبى چيزى كه جُست . هركه جويا شد بيابد عاقبت . مايه اش درد است و اصل مرحمت . ( مثنوى ميرخانى ، ص 283 )